خرید بک لینک
گفتش درون من یه قلعس که اگه وارد اون بشی، دیگه راه گریزی نیست. راستش تا اینجا هنوز نمیدونم که تونستم وارد قلعه بشم یا نه. هنوز وسط این راهم یا همه چیو باید از اول شروع کنم؟وقتی وارد قلعه میشم، آیا کسی هست که از من استقبال کنه؟ یا اینکه اصلا کسی توی قلعه هست؟ این قلعه زندون احساسات من نشه؟ + نوشته شده در یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 14:23 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: حامد فدایی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 16:51

به نظرم تفاوت خیلی خوبه... نه خیلی بده... نمیدونم در واقع امروز هیچی نمیدونم. آنتوان توی شازده کوچولو میگفت: تنها با چشم دل میتوان درست دید؛ چیزهای مهم با چشم سر قابلدیدن نیستند.این طبیعیه که یه نفر دیدگاهش متفاوت باشه چون اگه همه مثل هم بودن که تنوع معنی نداشت. حرف من برداشت متفاوت از تعامله.... بعضی تعامل را به عنوان کوتاه اومدن یا کنار اومدن میدونن و بعضی صحبت کردن با یک جریان مثبت... حتی بقیه برداشت دیگه ای دارن. مثلا دهخدا اونو داد و ستند معنی کرده و حتی ریشه این کلمه را هم معرفی نکرده.تازه بعضی تعامل را به کلمه سازنده میچسبونن و ابهامش را بیشتر میکنن... + نوشته شده در یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 14:51 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: حامد فدایی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 16:51

رفتم و رسیدم و دیدم تموم میشه

یک روز صبح به این نتیجه رسیدم

حال خوب داشتن با رسیدن به اهداف تامین نمیشه

اینکه همیشه بقیه میتونن برنامه هاتو به هم بریزن یک واقعیته

نسخه را میپیچن و قضاوت میکنن

این روزگار تا بوده همین بوده

+ نوشته شده در یکشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۲ ساعت 8:47 توسط حمید  | 

برچسب: نویسنده: حامد فدایی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 16:51

صفحه بندی